۱۱ سال انتظار، دو بار پای چوبه دار، اما هنوز تکلیفش مشخص نشدهاست؛ قاتلی که برای سرقت طلا دست به جنایت زد، روز چهارشنبه در جلسه صلح و سازش پای میز اولیایدم مینشیند. قصاص یا بخشش؟ اینبار تکلیف او روشن میشود. جوان آنلاین: ۱۱ سال قبل ساکنان ساختمانی در یکی از خیابانهای مرکزی تهران متوجه صدای فریادهای کمکخواهی یکی از همسایهها شدند و سراسیمه از خانههایشان بیرون آمدند.
صدای فریادهای دلخراش از خانه زن همسایه که همراه پسر خردسالش زندگی میکرد، شنیده میشد که دیدند مرد جوانی در حالی که لباسهایش خونی است، وحشتزده از ساختمان خارج شد و فرار کرد. همسایهها وقتی وارد خانه زن جوان شدند با صحنه دلخراشی مواجه شدند. زن جوان خونین روی زمین افتاده بود و در پرتگاه مرگ قرار داشت و پسر خردسالش هم بر بالینش گریه میکرد. ساکنان ساختمان با دیدن این صحنه مرد جوان را تعقیب کردند و در نهایت پس از طی مسافتی او را دستگیر کردند که متوجه شدند مقدار زیادی طلا همراه خود دارد. سپس حادثه به پلیس و اورژانس خبر داده شد. تیم اورژانس به سرعت در محل حاضر شد، اما پس از معاینه زن جوان اعلام کرد او بر اثر اصابت چاقو به قسمتهای حساس بدن، جان خود را از دست دادهاست.
ورود بازپرس ویژه قتل
خبر قتل زن جوان، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی را به محل حادثه کشاند. بررسیهای اولیه نشان میداد قاتل که «کامیار» نام دارد، از مدتی قبل به خانه مقتول رفت و آمد داشته است. او لحظاتی قبل به قصد سرقت طلاهای زن جوان دست به جنایت زده، اما در داخل کوچه به دست همسایهها گرفتار شدهاست.
اعتراف قاتل؛ وسوسه طلا
متهم پس از انتقال به اداره پلیس، با اظهار پشیمانی به قتل زن جوان با انگیزه سرقت طلاهایش اعتراف کرد. او در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «من و مقتول در دو شرکت جداگانه مشغول به کار بودیم. مدتی قبل در اربیل عراق، در یک نمایشگاه با هم آشنا شدیم. شرکتهای ما در آن نمایشگاه شرکت کردهبودند. آشنایی ما همانجا رقم خورد. پس از بازگشت به ایران، ارتباطمان ادامه داشت. او زن تنهایی بود و همراه پسر خردسالش زندگی میکرد. من تصمیم گرفتم به خانه او رفت و آمد کنم.»
وی ادامه داد: «او به من اعتماد کردهبود تا اینکه فهمیدم مقدار زیادی طلا دارد. بعد از آن بود که وسوسه سرقت طلاهایش به جانم افتاد. روز حادثه به بهانهای به خانهاش رفتم. از من پذیرایی کرد. تصمیم گرفتم به زور طلاهایش را سرقت کنم، اما او مقاومت کرد و با من درگیر شد. عصبانی شدم و با چاقو ضرباتی به او زدم تا بتوانم فرار کنم. من قصد قتل نداشتم و فقط انگیزهام سرقت بود.»
محکومیت به قصاص
متهم پس از اعتراف، در دادگاه به جرم قتل عمد محکوم و به قصاص محکوم شد. پرونده وی برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. پس از آن، متهم دو بار پای چوبه دار رفت، اما هر دو بار به دلایلی حکم قصاص اجرا نشد. حالا ۱۱ سال از آن حادثه میگذرد و کامیار همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد.
درخواست تعیینتکلیف و جلسه صلح و سازش
چند روز قبل، کامیار با نوشتن نامهای به مقام قضایی درخواست کرد تا وضعیت او یک بار برای همیشه تعیین تکلیف شود.
قاضی شعبه دوم اجرای احکام، پس از بررسی درخواست متهم، دستور داد جلسه صلح و سازش با حضور متهم و اولیایدم (پسر، برادر و خواهر مقتول) روز چهارشنبه در دادسرا برگزار شود. قرار است در این جلسه، درباره وضعیت پرونده متهم تصمیمگیری شود.
حالا همه چیز به تصمیم اولیایدم بستگی دارد. اگر آنها از قصاص بگذرند، کامیار نجات مییابد و اگر بر اجرای حکم اصرار کنند، طناب دار دوباره به گردن او آویخته خواهد شد. ۱۱ سال انتظار برای متهم و ۱۱ سال سوگواری برای خانواده مقتول. حالا این پرونده قدیمی به نقطه پایانی خود نزدیک میشود. آیا بخشش در کار است یا قصاص؟ روز چهارشنبه، این راز بزرگ فاش خواهد شد.